عبادت
واژه عبادت در اصل به نظر بسيارى از واژه شناسان به معنى «خضوع» يا «نهايت خضوع» اما مفهوم «عبادت» در استعمال متداول و شايع آن تا حدودى مورد اختلاف است و در اين زمينه چند نظر وجود دارد:
1. همان معناى اصلى، يعنى خضوع يا نهايت خضوع. اين معنا مورد قبول اكثر واژه شناسان است.
2. اطاعت و فرمانبردارى
3. معانى متعدد به تناسب موارد (مثل خضوع، اطاعت و ...)
4. عملى كه همراه با «قصد قربت» و انگيزه الاهى است.
دليل بر اين مطلب است كه عبادت مرادف اين دو واژه نيست. بنابراين، معناى اول و دوم مورد تأييد نيست.
نظريه چهارم، يعنى عملى كه با قصد قربت و جهتگيرى الاهى باشد، مورد قبول اكثر عالمان فقه و اصول و برخى ديگر است. به نظر مىرسد اين معنا نزديكترين معنا به مفهوم عبادت باشد، با اين توضيح كه، بنابر اينكه مفهوم اصلى عبادت خضوع و خشوع باشد، منظور از آن خضوعى است كه همراه با نوعى «تقديس» باشد، يعنى خضوعى كه با اعتقاد به الوهيت و ربوبيت معبود انجام شود زيرا اگر خشوع توأم با تقديس (به مفهومى كه بيان شد) نباشد، مثلا در برابر انسانى خضوع كند، مصداق «ادب» و احترام است، نه «عبادت». شايد مقصود برخى اهل لغت و تفسير كه عبادت را به مفهوم «نهايت خضوع» يا «اطاعت خاشعانه» دانستهاند نيز همين معنا باشد.
اين مفهوم، لااقل معناى حقيقى اولى و شايع عبادت است و اگر معنايى درگير چون خضوع، اطاعت و ... دارد، معناى حقيقى ثانوى (يا مجاز) است (كه نياز به قرينه دارد).
معادل فارسى لفظ عبادت را برخى «بندگى» و «پرستش» دانستهاند همان طور كه توضيح داده شد، واژه عبادت، بر نوعى «تقديس» دلالت دارد، در حالى كه واژه «بندگى» (بدون قيد) فاقد اين ويژگى است، از اين رو در مورد بندگى انسانها نسبت به يكديگر نيز فراوان استعمال مىشود، كه مرادف «بردگى» و «غلامى» است (و در بخش بعد به آن اشاره مىشود). البته اگر از واژه «بندگى»، بندگى خاص، يعنى «بندگى خداوند» اراده شود، دلالت بر تقديس مىكند، لكن چنين معنايى از لفظ «بندگى» (بدون قيد) فهميده نمىشود. اما كلمه «پرستش»، به مفهوم عبادت نزديكتر است، زيرا مشتمل بر ويژگى «تقديس» نيز هست.
واژه «عبوديت» نيز (همانند عبادت) در اصل، به نظر بسيارى از واژهشناسان، به مفهوم «خضوع» است. و در استعمال متداول آن، معانى متعددى چون خضوع (كه همان معناى اصلى است)، اطاعت، پرستش گفته شده است. برخى نيز «عبوديت» را مرادف با «عبادت» دانستهاند. همان طور كه هر «اطاعتى» نيز عبوديت نيست (هر چند عبوديت بدون اطاعت معنا ندارد). نظر ديگر، كه عبوديت را مرادف عبادت دانسته است، نيز با كاربردهاى اين واژه سازگار نيست. زيرا لفظ «عبادت»، در استعمال شايع آن، نوعا درباره خدا به كار مىرود، درحالى كه لفظ «عبوديت» در مورد انسان نيز فراوان استعمال مىشود. در برخى دعاها آمده است «... اى كسى كه يوسف را بعد از عبوديت [ بردگى ] پيامبر قرار دادى». در كتابهاى فقهى نيز عبوديت در مورد غلام و برده استعمال شده است.
به نظر مىرسد واژه «عبوديت» به دليل كاربردهاى آن به مفهوم «بندگى»، «بردگى»، «مملوكيت»، «عبديت» و مانند آن است. عبوديت اگر به خدا انتساب پيدا كند، شخصى به واسطه آن، عنوان «عبدالله» مىيابد و اگر به غير خدا انتساب پيدا كند، عنوان «عبد غير خدا» مىيابد. در كتاب «شرح الاسماء الحسنى» نوشته «حاج ملا هادى سبزوارى» آمده است: در شب معراج به پيامبر خطاب شد: «هر چه از سعادتها كه مىخواهى درخواست كن! پيامبر گفت: من را به عبوديت خودت منتسب كن ! در اين هنگام اين آيه سبحان الذى اسرى بعبده... نازل شد».
اين در صورتى است كه عبوديت به معناى «اسم مصدرى» در نظر گرفته شود، اما اگر به صورت «مصدر متعدى» لحاظ شود، به مفهوم «بندگى كردن» است، كه از مقوله فعل و عمل است و اگر به همين معنا به خدا انتساب يابد (بندگى خدا كردن)، در اين صورت از نظر مصداق با عبادت يكى خواهد شد. بنابر معناى اول نيز، عبادت لازمه عبوديت است و از آن قابل تفكيك نيست.
جايگاه عبادت و عبوديت در اديان الهى
عبادت و عبوديت، در اديان الاهى جايگاهى مهم و اساسى دارد و جزء تفكيكناپذير مذهب به شمار مىرود. همانگونه كه «توحيد» ركن دين در وجهه اعتقادى آن است «عبادت» ركن دين در وجهه سلوكى آن است. دين حقيقى، بدون عبادت و پرستش هرگز وجود نداشته است. رسالت مشترك پيامبران ايجاد، گسترش و تعميق روح عبوديت در ميان مردم و پرهيز دادن آنان از عبادت غير خدا بوده است: «به راستى در ميان هر امتى پيامبرى برانگيختم [ تا اعلام كند ] كه خدا را عبادت كنيد و از طاغوت بپرهيزيد.
حضرت على عليهالسلام هدف بعثت پيامبر صلىالله عليه و آله را چنين بيان مىكند:
از ديدگاه اديان توحيدى، تكامل حقيقى و همه جانبه انسان جز با پرستش خداوند و حركت در خط عبوديت او ميسر نيست. برترين و كاملترين انسانها كسانى هستند كه به اوج عبوديت و پرستش رسيدهاند. مقام رفيع «نبو» نيز تنها پس از دست يابى به مرتبه بالاى عبوديت امكانپذير بوده است. قرآن، پيامبران را در بسيارى از موارد به همين عنوان يعنى «عبدالله» ياد مىكند.
على عليهالسلام اسوه عبادت و عبوديت
حضرت على عليهالسلام كه اين مجموعه به نام آن بزرگوار مزين است نمونه اعلاى عبادت و عبوديت است و طبعا مصداق روشن «انسان كامل» است. آن حضرت هر چند جامع همه كمالات و مجمع همه فضيلتهاست و در درياى بىپايان شخصيت وى همه گوهرهاى ناب يافت مىشود و به قول شاعر اهل بيت «ابن حماد» (ترجمه):
«بىباكانه از دريايى سخن بگوكه در آن شگفتىهايى است كه همه تازه و بديع است»
و به قول ديگرى: «همه چيز على شگفتانگيز است»
اما عبادت و عبوديت على، كه از «عرفان» عميق آن حضرت نشأت مىگيرد، در ميان ابعاد وجودى وى، از عظمت و قداسست ويژهاى برخوردار است، بهگونهاى كه كسى را ياراى نزديك شدن به آن نيست.
عبوديت و عرفان على عليهالسلام در واقع، مركز دايره شخصيت وى و ديگر ارزشهاى بىشمار او به منزله شعاعهاى آن است. پر اوجترين حالات آن حضرت زمانى است كه به عبادت و مناجات با خدا مىايستد و عميقترين سخنان او زمانى است كه از توحيد و عبوديت سخن مىگويد.
در
این فصل شما، بهترین آموزشهای هدف گذاری و بهترین تکنیک های برگزیده در
مسیر موفقیت اهداف خود در زندگی را می آموزید. آموزش های این فصل چکیده و
خلاصه بهترین کتب اساتید موفقیت (مانند برایان تریسی) می باشد که هر یک از
این کتاب ها دارای حداقل 100 صفحه و بیشتر حاوی مطالب بسیار ارزشمند در
زمینه موفقیت در حوزه اهداف زندگی می باشد که بکارگیری تکنیک های آن می
تواند شما را در عرصه زندگی بسیار موفق کند . نکته جالب اینجاست که در این
فصل نرم افزار بهترین نکات این کتب بصورت چکیده، خلاصه و کاربردی برای
مطالعه سریع و بکار بستن آنها، برای شما گردآوری شده است.